تبلیغات
گروه پژوهش های قرآنی - شرح و تفسیر آیات درس دوم هدایت مستمر ( بخش اول - سال سوم)

گروه پژوهش های قرآنی

درس دوم : هدایت مستمر

هدف : الف )  ضرورت آمدن پیامبران متعدد در عین دین واحد

         ب )  دلایل ختم نبوت

آیات

الف ) « وَقالوا کونوا هوداً او نَصاری تَهتَدوا قُل بَل مِلَّهَ اِبراهیمَ حَنیفاً وَما کانَ مِنَ المُشرِکینَ قولوا ءامنّا بِاللهِ وَ ما اُنزِل َ اِلَینا  وَ ما اُنزِلَ  اِلی اِبراهیمَ وَ اِسماعیلَ وَ اِسحاقَ وَ یَعقوبَ وَ الاسباطِ وَ ما اوتیَ النَّبِییونَ مِن رَبِهِم لا نُفَرِقُ بَینَ اَحَدِ مِنهُم وَ نَحنُ لَه مُسلِمونَ »

   

ادامه مطلب بروید....

پیام : الف ) خدا از مردم می خواهد که بین پیامبران فرق نگذارند و تسلیم امرشان باشند

            ب ) عات : وحدت ادیان      معلول : لازم بودن ایمان به همه ی آنان

            ج ) محتوای اصلی دعوت همه ی پیامبران یکسان بوده است

            د ) توصیه کردن هدایت در گرو تبعیت از آیین ابراهیم

           ی ) ایمان به تمام وحیهای نازل شده از جانب خدای متعال واجب می باشد

     نکات : الف ) اگر لفظ اوتی از اول بود دلالت صریح نمی داشت که نامبردگان شخصا صاحب ملت و وحی بودند و احتمال داده می شد که آنچه به آن دو بزرگوار و به اسحاق و یعقوب داده شده همانها بوده که به موسی و عیسی داده اند و آنان تابعان اینان بوده اند همچنانکه به خاطر همین تبعیت ، دادن را هم به بنی اسرائیل هم نسبت داده است و لذا برای دفع این توهم لفظ انزال را آورده تا بفهماند که به آن حضرات نیز وحی می شده است

            ب ) « الاسباط » : نوادگان است و به صورت مستقیم به فرزندان یعقوب اشاره ندارد زیرا از بین آنها فقط یوسف پیامبر بوده است به گفته ی مفسرین به معنای قبیله است و گفته اند داوزده تیره و امتند که هر تیره از آنان به یکی از دوازده فرزند یعقوب منتهی شده است .

تبیین و نقد کثرت گرایی دینی

     بحث کثرت گرایی یا پلورالیسم دینی، موضوعی است در فلسفة دین، موضوعی که مولود یک رویکرد برون دینی به مسئلة تعدد بالفعل ادیان موجود در جامعة بشری است و می توان آن را واکنشی در برابر دیدگاه های تنگ نظرانة حصرگرایان دانست که دین حق را واحد و در انحصار خود دانسته و سایر ادیان را بر باطل و پیروان آنها را اهل شقاوت و هلاکت می پندارند. حضور دین های متعدد در جوامع بشری نه تنها امر تازه ای نیست بلکه یک واقعیت خارجی است که امروزه به یکی از مهمترین دغدغه های فکری متکلمان، مورخان و فلاسفة دین تبدیل شده است. در عرفان اسلامی راههای رسیدن به خداوند به اندازه تعداد مردمان است. هندوها در کتاب مقدس خود «بهگود گیتا» می خوانند: «انسانها از هر راهی که بسوی من آیند؛ پذیرای آنها هستم؛ آنها همه جا، به راه من می روند».

     بحثی که برای هر اندیشمند دینی در مواجهه با این تنوع و تکثرمطرح می شود این است که آیا این واقعیت؛ بهره ای از حقیقت هم دارد؟ آیا همة این ادیان بر حقند؟ آیا پیروان ادیان مختلف اهل نجاتند؟ و نهایتا این تعدد و تکثر بالفعل در حوزه ادیان را چگونه باید تفسیر نمود؟

     اندیشمندان دینی با دو رویکرد درون دینی (کلامی) و برون دینی (فلسفی) به تفسیر این تنوع و تکثر پرداخته اند که دو نظریه «حصرگرایی» و «شمولگرایی» حاصل رویکرد درون دینی و «کثرت گرایی» نتیجه تفسیر برون دینی ِ موضوع تنوع و تکثر ادیان است. در این نوشتار به تحلیل و نقد این نظریه و بیان و بررسی آن پرداخته می شود.

1. تاریخچه بحث

    پلورالیسم دینی (کثرت گرایی)برخلاف آنچه بعضی آن را «دیدگاهی کلامی در الهیات مسیحی در باب تعدد ادیان» می دانند، نظریه ای است فلسفی با مبانی کاملا برون دینی نظیر «عقلانیت»، «نجات»،«تفسیر متن»، «تفسیر تجربه» و... که شاید بتوان آن را واکنشی در برابر دیدگاه تنگ نظرانه و انحصار گرایانة متکلمینی نظیر کارل بارث و کارل رانر مسیحی در باب مسئله رستگاری و نجات و طرح نظریات حصرگرایی و شمولگرایی دانست؛ که به وسیلة جان هیک مسیحی مطرح گردید. اینان معتقدند: «ادیان هر یک راهی متفاوت هستند که آدمیان از آن طریق با حق متعال ارتباط حاصل کرده اند و بنابراین همة آنها راه هایی معتبر برای نیل به هدایت و رستگاری اند».

2. بیان نظر کثرت گرایان

     پلورالست ها معتقدند تنوع و تکثر موجود در عالم دین ورزی حادثه ای است طبیعی که از حق بودن ادیان و ذی حق بودن دینداران پرده برمی دارد و مقتضای دستگاه ادراکی آدمی و ساختار چند پهلوی واقعیت است و با هدایتگری خداوند و سعادت جویی و نیکبختی آدمیان سازگار است نزاع بر سر حقیقت و فهم حقیقت است.

     در حالی که حصر گرایان دین حق و دارای اعتقادات دینی، حق را تنها یک دین و در انحصار خود می دانند وجز خود، پیروان سایر ادیان را در گمراهی و شقاوت می دانند و شمولگرایان معتقدند حق یکی است ولی ذومراتب است و دین واجد حق ِ مطلق یا نزدیک ترین دین به حق ِ مطلق را تنها در انحصار خود می دانند و سایر ادیان را بهره مند از مراتب پایین حق و در نتیجه رهروان صدیق آنها را اهل نجات می دانند؛ پلورالیست ها اعتقاد دارند یک حق نداریم، بلکه حق های بسیاری داریم و ادیان متعددی واجد حق می باشند. پس حق کثیر است نه واحد و ادیان حق نیز کثیرند و موجود و معتبر و این یعنی پلورالیسم دینی.

     آنها حقانیت ادیان متعدد را از نوع حق مطلق نمی دانند تا حق بودن یک دین مستلزم باطل بودن نقیض آن باشد و از جنس حق سوفسطائیان که تنها معیار آن ادراک شخص است نیز نمی دانند تا در دام نسبیت گرایی گرفتار نشوند بلکه حقانیت ادیان را از سنخ «حق اشاری» یعنی حق در مقام اثبات می دانند یعنی حقانیتی که در نسبت با مرجع تشخیص آن مورد توجه است نه حق در مقام ثبوت که حقانیت آن فارغ از مرجع تشخیص آن است. مدل اشاری حق مبتنی بر دو رکن است: صدق و عقلانیت؛ حقانیت یک دین بنا بر این معنا یعنی با عقل؛ صدق آن دین احراز گردیده است لذا این حقانیت به اعتبار پشتوانه عقلی خود؛ منطقی، قابل دفاع و در نتیجه موجه است.[5]

3. دلایل پلورالیست ها   

     1.3. تفسیر متون دینی (تنوع فهم های ما از متون دینی)

     2.3. تفسیر تجربه دینی.

     3.3. هادی بودن خدا.

4. بیان و بررسی دلیل اول (تنوع تفسیر متون دینی)

     یکی از ویژگی های متون دینی صامت بودن آنهاست، همان گونه که تاریخ صامت است و فهم آن نیازمند مفسری به نام مورخ است، ما در فهم متون دینی نیز نیازمند تفسیر آنها هستیم، برکسی پوشیده نیست که لازمة تفسیر متون دینی مانند تفسیر هر متن دیگر، کمک گرفتن از پیش فرض ها و پیش فهم هایی است که بیرون دینی اند و از آنجایی که بیرونِ دین متغیر و سیال است؛ تفسیر های مبتنی بر پیش فهم های بیرون دینی ِ متغیر و سیال نیز متنوع و متحول خواهند بود آن هم تنوعی و تعددی غیر قابل تحویل به یک تفسیر واحد و این تنوعِ نا زدودنی از سویی مقتضای ماهیت متن یعنی ذوبطون بودن و چند لایه بودن آن است و از دیگر سو، مولود ساختار ادراکی انسانهاست. پس همة آن تفسیرهای متنوع حقند و حق متکثر است (پلورالیسم) نه واحد و ذومراتب (حصر گرایی و شمول گرایی)، منتها همانگونه که پیش تر اشاره شد نه حق مطلق و نسبی بلکه مدل اشاری آن.[6]

5. نقد استدلال اول

     1.5. مخالفین پلورالیسم دینی در رد این استدلال می گویند شریعت صامت نیست، چون در صورت صامت بودن، قدرت انتقال معانی مقصود خدا به بشر و در نتیجه توان هدایت گری او را نخواهد داشت و از رسالت اصلی خود یعنی هدایت بشریت تهی خواهد گردید.

پاسخ نقد:

     الف) آیا تنها راه ممکن برای هدایتگریِ شریعت «غیر صامت بودن» آن است؟ تحقق هدایتگری شریعت در نتیجه «غیر صامت شدن» آن به وسیلة پیامبر یا انسانی پیامبر گونه چه محذوری می تواند داشته باشد؟ پس لازمة هدایتگر بودنِ شریعت غیر صامت بودن آن به صورت بالذات نیست.

     ب) اگر شریعت، غیر صامت و به تنهایی و به طور کامل توان انتقال معانی مقصود خدا به بشر را داشت و در هدایت گری خود نیازمند تفسیر انسانی نبود؟ پس چرا این هدایت گری جز در مورد شما (حصر گرایان یا شمولگرایان) در مورد دیگران [اکثریت] تحقق پیدا ننموده است [البته مطابق نظر مخالفان پلورالیسم دینی].

     ج) در صورت غیر صامت بودن متون دینی و بی نیازی از تفسیر، دلیل این همه تفسیر از سوی اهل نظر چیست؟ آنچه مسلم است اینکه اصل این معنا را نمی توان انکار کرد که: کلام الهی و سخن پیامبر(ص) چون سخن حق است و سخن حق چند لایه و به تعبیر معصوم ذوبطون است تفسیر های متعدد برداشته و برمی دارد و اتفاقاً راز طراوت و جاودانگی آن نیز همین است.

     2.5. به نظر نگارنده، تفسیر دینداران از متون دینی فقط در صورتی منجر به حق بودن غیر متفاوت همه ادیان و محق بودن همگون همه دینداران می شد که متن دینی تمام پیروان ادیان الهی یک متن مشترک باشد در آن صورت تفسیر همه دینداران از آن متن مشترک به دلیل انسانی بودن آن و ساختار ادراکی مشترک انسانها، در بهره مندی از حق نمی توانست دارای تفاوت فاحشی باشد و ما شاهد فهم های تقریباً هم وزن در بهره مندی از حق و در نتیجه کثرت گرایی دینی بودیم. اما از آنجایی که متون دینی دینداران به دلیل تقدم و تاخر رتبی و حکیم بودن فرستنده آنها عقلاً باید در بهره مندی از حق متفاوت باشند و علی القاعده باید بهره مندی دین قبلی ازحق، از ادیان پیشین آن بیشتر باشد لذا بهره مندی تفسیر دین قبلی از حق نیز از تفسیر دین پیشین؛ باید بیشتر باشد در نتیجه تفسیر هر متن دینی متناسب با نقص و کمال اصل آن دین نسبت به سایر ادیان در میزان بهره مندی خود از حق چنان نوسانی خواهد داشت که حاصل آن یک تفاوت تشکیکی بین ادیان و دینداران در بهره مندی از حق خواهد بود و این یعنی ذو مراتب بودن حق (شمولگرایی)، نه کثیر بودن حق (پلورالیسم دینی).

6. بیان و بررسی دلیل دوم (تنوع تفسیر تجربه های دینی)

     اصطلاح تجربة دینی اولین بار توسط شلایر ماخر فیلسوف و متکلم آلمانی وارد ادبیات فلسفة دین گردید، ایشان معتقد بود: مبنای دیانت تجربة دینی است نه تعالیم وحیانی و یا عقل ِ معرفت آموز.

     تجربة دینی به معنای مواجهه با امر مطلق و متعالی است این مواجهه برای هرکس با صورتی و حتی صورت هایی متفاوت اتفاق می افتد.

     بیان این تجارب متعدد به زبان و مفهوم سازی آنها، ورود در عرصة تفسیر آن تجارب است و این تفاسیر به دلیل ساختار چند پهلوی «امر مطلق و متعالی» و نیز محدودیت ادراک آدمی بسیار متفاوت و متعدد است چرا که دیدگاه حسی و تجربی و عقلی محض به واقعیت مانند نظر کردن به فیل در تاریک خانه است که هیچوقت موفق به؛ به چنگ آوردن همه واقعیت آن گونه که هست نمی شود و تا آدمی در قفس آدمیت است حکمش همین است

     پس هرکس دارای درک و تفسیری از واقعیت مطلق و متعالی است که در عین حق مطلق و کامل مطلق نبودن باطل مطلق و محض نیز نیست بلکه بهره مند از حق است (مدل اشاری حق). پس تفسیرهای تجاربِ دینی نیز دارای تنوع و تعدد است، آن هم تعدد و تنوعی حق و فروناکاستنی به وحدت و این یعنی تکثر و پلورالیسم دینی.

نقد استدلال دوم:

     الف) با پذیرش حق بودن تمام ادیان چگونه می توان دین خاصی را انتخاب و به آن پایبند ماند؟

پاسخ پلورالیست ها: دیندار به اقتضای رویکرد کلامی و درون دینی اش می تواند به یک دین خاص پایبند باشد و به اقتضای رویکرد برون دینی و فلسفی اش، همة ادیان را حق و بهره مند از حق بداند مانند جان هیک صاحب این نظریه که با اعتقاد راسخ به پلورالیسم دینی در عین حال به مسیحیت پایبند ماند. مانند پایبند ماندن شیمیدان به رای خود در خصوص یک موضوع با وجود نظریات دیگر در آن زمینه و اطلاع او از آن نظریات و یا پایبندی فقیه به فتوای خود با وجود فتاوای مخالف به دلیل تکافو ادله.

     ب) به نظر نگارنده، استدلال دوم پلورالیست ها در صورتی وارد و مولّد مطلوب خواهد بود که دینداری بشر فقط مولود تجربه دینی او باشد و اموری مانند: انبیاء، وحی، متون دینی و... در دینداری و تعیین وظایف دینی او هیچگونه دخالتی نداشته باشند؛ در حالی که خود پلورالیست ها به وجود و دخالت این امور در دینداری انسان اذعان دارند و چنانچه در استدلال قبل اشاره گردید به تحلیل شیوه تاثیر گذاری این امور در هدایت بشریت پرداخته اند.

7. بیان و بررسی دلیل سوم (هادی بودن خدا)

     آنچه مسلم است اینکه: ادیان مختلفی وجود دارد و هر کدام خودشان را حق می دانند و در درون هر دین نیز فرقه هایی وجود دارد و به اعتقاد هر فرقه اکثریت مردم دنیا گمراهند و باطل در حالی که آفرینندة انسانها؛ رحیم، لطیف و هادی است و انسانها را حق طلب، عاقل و مختار آفریده است و نتیجه چنین امری باید این باشد که خداوند به اقتضای رحمتش علاوه بر توان طاعت و بندگی و حق پویی؛ حتی انگیزه لازم این امر (لطف) را برای هدایت بشر به سوی سعادت در اختیار او قرار داده باشد و انسان نیز به کمک رسول باطنی اش (عقل) طریق حق را اختیار و پذیرای هدایت الهی باشد. و این یعنی اینکه: «ادیان مختلف راههای گوناگون برای درک و تجربه کردن ِ یک واقعیت الوهی ِ غایی اند».[9]

     لذا پلورالیست ها وجودِ همه ادیان الهی و حق بودن آنها را مقتضای هادی بودن خدا و ماهیت خلقت انسان ها می دانند[10] و معتقدند اگر فقط فرقة کوچکی یا پیروان دین خاصی در راه هدایت باشند و بقیه دینداران (نه ملحدان) در ضلالت و گمراهی راه بپیمایند پس مصداق هدایت الهی کجاست؟ و هادی بودن خدا کجا تجلی نموده؟ و آیا در این صورت هادی بودن خدا اسمی بی مسمی نخواهد بود؟ آنها با پذیرش این نظر صوفیانه که: بهشت را به بهانه می دهند نه به بها معتقدند خداوند بهانه نمی گیرد که مردم را به جهنم ببرد بلکه بهانه می گیرد که به بهشت ببرد.

نقد استدلال سوم:

     الف) این استدلال درصورتی می تواند صحیح باشد که تنها معنای هادی بودن خدا، رساندن هدایت شوندگان به مقصد مقصود باشد (ایصال الی المطلوب). در حالی که معنای دیگر و درستِ هادی بودن خدا، نشان دادن راه (ارائه طریق) به هدایت شوندگان است[11] چرا که جز این معنا، معنای دیگری با مختار بودن انسان سازگاری ندارد.

     ب) به نظر می رسد، چون موضوع کثرت گرایی دینی به اذعان خود پلورالیست ها یک بحث برون دینی و فلسفی می باشد، اثبات آن با استدلال های درون دینی و کلامی فاقد وجاهت علمی بوده و ارزش پاسخ ندارد.

نتیجه

     با توجه به غیر قابل دفاع بودن نظریه حصرگرایی و مردود شمرده شدن آن از سوی بیشتر صاحبنظران و بنا به دلایل عقلی و برون دینی که بر رد نظریة کثرت گرایی دینی اقامه گردید، به نظر می رسد تنها نظریه قابل دفاع چه با روی کرد درون دینی و چه با روی کرد برون دینی در تبیین تنوع و تکثر ادیان نظریه شمولگرایی می باشد به این بیان که آخرین دین موجود بهره مند ترین دین از حق و درنتیجه کامل ترین دین نسبت به ادیان پیش از خود می باشد و ادیان دیگر متناسب با تقدم و تاخر رتبی خود بهره ای از مراتب پایین تر حق را دارا می باشند لذا رهروان صدیق آنها اهل نجاتند.


نوشته شده در چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392ساعت 08:10 ق.ظ توسط م - قهرمانی مطلق| نظرات ()
طبقه بندی: علمی تفسیر 

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin