تبلیغات
گروه پژوهش های قرآنی - درس سوم : معجزه ای از نوع کتاب

گروه پژوهش های قرآنی


هدف : اثبات حقانیت دین اسلام از طریق قرآن

آیات

الف ) «  و َاِن کُنتُم فی رَیبٍ مِمّا نَزَّلنا علی عَبدِنا فَاتوا بِسورَهٍ مِن مِثلِهِ وادعوا شُهَداءکُم مِن دونِ الله اِن کُنتُم صادِقین . فَاِن لَم تَفعَلوا ولن تَفعَلوا فَاتَّقوا النّارَ الَّتی وَقودُهَا النّاس وَ الحِجارَهُ اُعِدَّت لِلکافِرین » (بقره/23و24 )

  رف و اخلاق نیز‌بشود


به ادامه مطلب برو...

   پیام : الف ) بیانگر صریح اعجاز قرآن

             ب ) تحدی قرآن به شکاکان

            پ ) اتمام حجت بر کافران . چون قرآن کریم در سه مرحله کافران را به مبارزه طلبیده است :

                  مرحله اول : مثل قران بیاورید

                  مرحله دوم : ده سوره بیاورید

                  مرحله سوم : یک سوره بیاورید

            ج ) سلب قدرت و توان آوردن سوره ای مثل قرآن از شکاکان ( پیشگویی قرآن در مورد عجز شکاکان )

            د )  جایگاه منکران نبوت و قرآن                                                                       

     بیضاوی « شهداء » را اعم از انس و جنس و خدایان دیگر دانسته و بعضی دیگر عالمان از کفار دانسته اند .

     منظور از « حجاره » سنگهایی از جنس کبریت است که از مردار بدبو ترند و کافران از بوی بد و حرارت آتش عذاب می بینند .

 

مفهوم تحدی در قرآن

     تحدی، در لغت یعنی مبارزه طلبی و معارضه كردن، و در اصطلاح یك واقعیت تاریخی قرآنی است كه عبارت است از امر خداوند به مخالفان و منكران وحی قرآن و صدق نبوت حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ كه اگر طبق ادعای خود، قرآن را مجعول و پیش خود ساخته و اساطیر الاولین می‎دانند، نظیر آن را بیاورند.[1]

آیات تحدی در قرآن

     آیات تحدی در قرآن به دو صورت مطرح گردیده‎اند:

     الف. تحدی به صورت عام و كلی؛

     ب. تحدی به صورت خاص و جزئی؛

     آیاتی كه تحدی به صورت كلی در آن ها مطرح شده است به ترتیب نزول از این قرارند:

     1. «قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلی أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیراً » ( اسراء / 88 )

«بگو اگر جن و انس اتفاق كنند كه همانند این قرآن را بیاورند، همانند آن را نخواهند آورد، هرچند یكدیگر را در این كار كمك كنند».

     2. «أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ». ( یونس / 38 )

«آیا آن‎ها می‎گویند: «او قرآن را به دروغ به خدا نسبت داده است»؟ بگو: «اگر راست می‎گویید، یك سوره همانند آن بیاورید، و غیر از خدا هر كس را می‎توانید (به یاری) طلبید!»

     3. «أَمْ یَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ»

«آیا می‎گویند: «او به دروغ این قرآن را به خدا نسبت داده و ساختگی است؟» بگو: «اگر راست می‎گویید، شما هم ده سوره‎ی ساختگی همانند این قرآن را بیاورید؛ و تمام كسانی را كه می‎توانید، ـ غیر از خدا ـ برای این كار دعوت كنید!».

     4. «أَمْ یَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لا یُؤْمِنُونَ فَلْیَأْتُوا بِحَدِیثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقِینَ» ( طور / 33 و 34 )

«یا می‎گویند: قرآن را به خدا افترا بسته؟ ولی آنان ایمان ندارند، اگر راست می‎‏گویند سخنی همانند آن بیاورند.»

     5. «وَ إِنْ كُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلی عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَهُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِینَ» ( بقره / 23 و 24 )

«و اگر درباره آن چه بر بنده خود (پیامبر) نازل كرده‎ایم شك و تردید دارید، (دست كم) یك سوره همانند آن بیاورید، و گواهان خود را ـ غیر خدا ـ فرا خوانید اگر راست می‎گویید. پس اگر چنین نكردید ـ كه نخواهید كرد ـ از آتشی بترسید كه هیزم آن، (بدن‎های مردم (گنهكار) و سنگها (بتها) است، و برای كافران آماده شده است!».

     در آیات قرآن كریم، گاه تحدی به كل قرآن، گاه به ده سوره و گاه به یك سوره از آن صورت گرفته است. این گونه تحدّی زمینه ساز این سؤال شده است كه راز این درخواست‎ها و همانند خواهی‎های متفاوت چیست؟

     پاسخی كه معمولا داده می‎شود این است كه قرآن با این شیوه، تحدی از اشد به اخف نموده است تا اعجاز قرآن بهتر به كرسی نشیند. در آغاز درخواست كرده تا همانند كل قرآن را بیاورند. پس از آن كه تلاش برای همانندآوری كل قرآن صورت گرفت و ناتوانی بشر از آوردن همانند آن روشن شد، ده سوره همانند سور قرآن را می‎طلبد و پس از تلاش و اثبات عجز آنان از آوردن ده سوره، قرآن از آنان می‎خواهد كه یك سوره همانند قرآن بیاورند. به این ترتیب قرآن مجید سه بار با فاصله‎ی زمانی انگیزه‎های مردم را به سوی همانند آوری قرآن سوق داده و عجز آنان از آوردن همانند قرآن را در سه مرحله با سیر از دشوارتر به آسان‎تر به اثبات رسانده است.

     این پاسخ، بر یك پیش فرض استوار است و آن این كه نزول و به ویژه ابلاغ آیات یاد شده به ترتیبی بوده باشد كه در این پاسخ مطرح شده است. به این معنی كه اوّل آیات تحدی به كل قرآن، سپس آیات تحدی به ده سوره و در نهایت آیات تحدی به یك سوره نازل شده است. در حالی كه در آیات قرآن هیچ شاهدی بر این مدّعا وجود ندارد.

     بعلاوه قول مشهور بین مفسران و دانشمندان علوم قرآنی آن است كه سوره یونس كه مشتمل بر آیات تحدی به یك سوره است قبل از سوره‎ی هود كه مشتمل بر آیات تحدی به ده سوره می‎باشد، نازل شده است. و به این دلیل پیش فرض یاد شده مورد تردید قرار گرفته و پاسخ یاد شده را دچار تزلزل ساخته است. این نكته مفسران را بر آن داشته است كه تبیین و توجیه‎های دیگری را به میان كشند و یا دفاعی ویژه از پیش فرض یاد شده به عمل آورند.

     در این جا به منظور جلوگیری از اطاله‎ی سخن از پرداختن به نقد و بررسی اقوال یاد شده خودداری كرده و به بیان وجهی كه به نظر ما سازگارترین وجه با آیات است اكتفا می‎كنیم.

     گرچه اكثر قریب به اتفاق مفسران و دانشمندان علوم قرآنی مفاد آیات تحدی به مثل قرآن را به كل قرآن دانسته‎اند ولی این احتمال كه مقصود از قرآن در این آیات معنای جنسی باشد و درصدد بیان مقدار معجزه قرآن نباشد به صورت جدّی مطرح است زیرا قرآن از ماده قرائت است و قرائت و تلاوت، هم بر كل قرآن صادق است و هم بر جزء آن. علاوه بر آن هنگام نزول این آیات، تمام سوره‎های قرآن نازل نشده بود. بنابراین نمی‎توان تحدی در این آیات را تحدی به كل قرآن دانست. در این صورت بحث از «ترتیب تحدی» در این مورد رنگ می‎بازد. ولی با فرض پذیرش قول مفسران در این خصوص می‎توان گفت آیات تحدّی در مرحله اوّل از بشر می‎خواهد كه اگر در خدایی بودن قرآن تردید دارد كتابی همانند قرآن كه دارای همه‎ی امتیازات قرآن باشد بیاورد و پس از آن كه عجزشان ثابت شد تخفیف داده می‎فرماید: یك سوره كه از هر جهت شبیه سور قرآنی باشد و همه امتیازات یكی از سور قرآن را دربرداشته باشد بیاورند، و پس از آن كه از چنین امری نیز عاجز شدند تخفیف داده از ایشان می‎خواهد كه ده سوره بسازند كه هر كدام دارای یكی از جهات اعجاز قرآن باشد بطوری كه مجموع آن ده سوره بتواند ویژگی‎های یك سوره قرآن را دارا باشد. بدیهی است كه ساختن یك سوره كه از هر نظر شبیه یك سوره قرآن باشد، مشكل‎تر از فراهم آوردن چند سوره است كه هر یك در یك جهت شبیه قرآن باشد.پس تحدی از اشد به اخف صورت گرفته و معقول است.

     در دسته‎ای دیگر از آیات قرآن، تحدی به صورت خاص مطرح شده است كه تنها به عناوین موضوعات اشاره می‎كنیم:

     1. تحدی به آورنده‎ی قرآن.

     2. تحدی به فصاحت و بلاغت.

     3. تحدی به هماهنگی و عدم اختلاف.

     4. تحدی به خبرهای غیبی.

دامنهی تحدی

      گسترده‎ترین تحدی از میان آیات قرآن در آیه‎ی 88 سوره‎ی اسراء انجام گرفته است. مخاطب این مبارزه طلبی، جن و انس یعنی همه جهانیانند. از این آیه به خوبی استفاده می‎شود كه ابعاد اعجاز قرآن اختصاص به فصاحت و بلاغت و زبان خاص آن كه زبان عربی است نداشته و از جهات مختلف مطرح است؛ وگرنه دعوت به مقابله غیر عرب با یك كتاب عربی بی‎تناسب است.

     لازم به توضیح است كه هم آوردی خواستن (تحدی) در آن نیست كه سخنی همسان و همانند سخن خدا بیاورند به گونه‎ای كه در شیوه‎ی بیان و نحوه‎ی تعبیر كاملاً همانند باشد، زیرا این گونه همانندی جز با تقلید امكان پذیر نیست! بلكه مقصود از «تحدی» آوردن سخنی است كه هم چون قرآن از نظر معنویت دارای جایگاهی ارجمند و والا بوده و در درجه‎ی اعلای بلاغت و فصاحت قرار گرفته باشد؛ سخنی توانا و قدرتمند، رسا و گویا، با محتوایی بلند و متین و استوار باشد. علمای بیان با معیارهای مشخصی، درجات رفعت و انحطاط هر كلامی را معین ساخته‎اند و برتری كلامی بر كلام دیگر با همین معیارها مشخص می‎گردد. در علم «بلاغت» به تفصیل از آن معیارها سخن گفته شده است.

معارضه با آیات تحدی

     برخی از متكلمان مسلمان قایل به این هستند كه خداوند همت و اراده‎ی مدعیان را برای پاسخ گویی به قرآن و آوردن نظیر آن سست می‎كند و نظر آنان را از این كار «صرف» می‎كند یعنی برمی‎گرداند. به این نظریه «صرفه» گفته‎اند. قول به صرفه نه تنها از دو جنبه‎ی نظری خدشه پذیر است بلكه از حیث عملی نیز بطلانش ثابت شده است. زیرا تاریخ برخی از معارضه‎ها را با قرآن ثبت نموده است كه البته مایه‎ی عبرت و شگفتی است. بنابراین در مقابل تحدّی، معارضه صورت گرفته است،امّا سرانجام جز خسارت و فضاحت برای معارضه كنندگان حاصل نشده است. نمونه‎هایی از این معارضه‎ها به شرح زیر است:

     مسیلمه كذاب كه ادعای نبوت و پیامبری داشت در مقابل سوره‎ی «فیل» این جملات را ساخته است: الفیل، ما الفیل، و ما ادراك ما الفیل، له ذنب و بیل و خرطوم طویل....

یكی از نویسندگان مسیحی كه مدعی معارضه با قرآن است در مقابل سوره «حمد» با اقتباسی كه از خود سوره داشته است، سوره خودساخته‎ای عرضه نموده است: الحمد للرحمن، رب الاكوان، الملك الدّیان، لك العباده و بك المستعان، اهدنا صراط الایمان. و در مقابل سوره كوثر گفته است: انا اعطیناك الجواهر، فصلّ لربك وجاهر و لا تعتمد قول ساحر! این فرد با تقلید كامل از نظم و تركیب آیات قرآنی و تغییر برخی از الفاظ آن چنین تلقین می‎كند كه با قرآن معارضه نموده است. او همین بافته‎هایش را نیز از مسیلمه كذاب به سرقت برده است. مسیلمه در برابر سوره‎ی كوثر گفته است: انا اعطیناك الجماهر، فصل لربك و هاجر و انّ مبغضك رجلٌ كافر.

 

ب ) « اَفَلا یَتَدَبَرونَ القُرآنَ وَ لو کانَ مِن عِندِ غِیرِ الله لَوَجَدوا فیهِ اِختِلافاً کَثیراً » ( نساء / 82 )

     پیام : الف ) انسجام درونی در عین نزول تدریجی قرآن

            ب ) تاکید بر الهی بودن معجزه ی قرآن

            ج ) اشاره به اعجاز معنوی قرآن

 

اثبات وحیانى‌بودن قرآن از راه تشریع قوانین جامع و متعادل در آن

     از وجوه اعجاز قرآن كریم كه اخیراً برخى مفسران بر آن تأكید كرده‌اند اعجاز تشریعى آن است. از نظریات مربوط به این جنبه اعجاز قرآن برمى‌آید كه معتقدان به آن، فوق‌العاده بودن مجموع دستورالعملهاى قرآن كریم در زمینه‌هاى فردى و اجتماعى زندگى بشر را نشانه‌اى بر الهى‌بودن آن دانسته‌اند كه نه قابل نقض است و نه صدور آن از جانب فردى امّى و تعلیم ندیده امكان‌پذیر.

     تأكید بر این بعد از اعجاز قرآن كریم را براى نخستین‌بار در تفسیر بلاغى مى‌بینیم. وى در مقدمه تفسیر آلاء‌الرحمن در بحثى كوتاه و كلى درباره وجوه مختلف اعجاز قرآن، اعجاز از جنبه تشریع عادلانه و نظام مدنى قرآن كریم را یاد كرده است. بلاغى در تبیین اعجاز تشریعى قرآن بر دو‌نكته تأكید كرده است: نخست به ویژگى رسول‌خدا اشاره مى‌كند كه در عصر خویش و از جهت محیطى كه در آن رشد كرده و مردمى كه در‌میانشان مى‌زیسته همراه با عادتهاى بدوى آنان، بشرى عادى بوده است، بنابراین، با در نظر گرفتن این شرایط براى آورنده قرآن كریم و تأمل و دقت در احكام و قوانین حقوقى و اجتماعى و خانوادگى، عادتاً براى چنین بشرى عادى ممكن نیست بدون پشتوانه وحى الهى، جاعل قوانین باارزش و معقول موجود در قرآن‌كریم باشد.

     سپس وى براى برجسته‌تر نشان دادن احكام مدنى و حقوقى قرآن كریم به برخى احكام مخدوش و نامقبول و آمیخته به خرافات موجود در عهد قدیم و جدید اشاره كرده و خواننده را به مقایسه میان احكام قرآن كریم با عهدین فرا مى‌خواند، با این حال، تفصیل بیشتر بحث را به بخشهایى از دو كتاب دیگرش الهدى الى دین المصطفى و الرحلة المدرسیه ارجاع مى‌دهد.

     همزمان با بلاغى، رشیدرضا یكى از وجوه اعجاز قرآن را اعجاز در علوم دینى و تشریع معرفى كرده است. به نظر وى معارف الهى، اصول عقاید، احكام عبادات، قوانین، فضایل و آداب و قوانین سیاسى، مدنى و اجتماعى قرآن كریم كه با شرایط هر زمان و مكانى سازگار است از ظاهرترین وجوه اعجاز آن است. نكته قابل توجه در دیدگاه وى این است كه افزون بر برتر دانستن قوانین و معارف قرآن كریم در مقایسه با احكام دیگر كتابهاى آسمانى، به مقایسه احكام قرآن با دیگر قوانین موضوعه بشرى نیز روى آورده است، با این حال او نیز مانند بلاغى شخصیت رسول‌گرامى اسلام را كه امّى و تعلیم ندیده بوده مورد توجه قرار داده و این همه را نشانه وحیانى‌بودن معارف و قوانین و احكام قرآن كریم معرفى كرده‌است.

     در میان قرآن‌پژوهان عرب پس از رشیدرضا، زرقانى در معرفى چهارمین وجه اعجاز در بحث «وفاؤه بحاجات البشر» به زمینه‌هاى متنوع و مختلفى از تشریعیات قرآن كریم اشاره كرده و در استدلال براى اثبات آن بر مقایسه میان احكام فردى و اجتماعى قرآن با قوانین مصوب در كشورهاى غربى تأكید ورزیده است. برخى از دیگر قرآن پژوهانى كه به این بعد از اعجاز قرآن پرداخته‌اند، وهبة زحیلى در القرآن‌الكریم بنیته التشریعیه، على احمد بابكر در الاعجاز التشریعى فى القرآن،اسماعیل ابراهیم در القرآن و اعجازه التشریعى و قره داغى در الاعجازالتشریعى فى‌القرآن والسنه هستند كه هریك كتابى مستقل در تبیین اعجاز تشریعى قرآن كریم سامان داده‌اند. این پژوهشگران، اثبات اعجاز تشریعى قرآن كریم را بر امورى چند از قبیل امّى بودن پیامبر اسلام، مقایسه احكام قرآن با احكام عهدین، مقایسه احكام قرآن با قوانین مدون بشرى رایج در جوامع پیش از اسلام، نیز قوانین رایج در جوامع پیشرفته غربى، مبتنى ساخته و براى تشریعیات قرآن و قوانین فردى و اجتماعى آن نسبت به سایر قوانین، ویژگیها و امتیازاتى را برشمرده‌اند.

     برخى از این ویژگیها عبارت‌اند از: ملایم بودن با فطرت بشرى، متناسب بودن با تواناییهاى انسان، به‌گونه‌اى كه نه موجب اختلال نظام زندگى انسان شود و نه موجب عسر و حرج باشد، سازگارى با سنن صحیح اجتماعى و عدم تنافر با طبع آدمى، برخوردارى از ضمانت اجرایى، سازگارى با عقل و علم، اعتدال و در نظر گرفتن مصلحت فرد و جامعه.

     دو ویژگى دیگر تشریعیات قرآن كریم، مهم‌تر تلقى شده است:

    1. مبرّا بودن آن از هرگونه‌گرایش انحرافى از قبیل افراط و تفریط، یا ناسازگارى با عقل و فطرت و علم و آمیختگى با خرافات. با اینكه احكام تشریعى قرآن كریم در مقطع زمانى ومكانى خاص و در محیطى با اقتضائات و شرایط ویژه صادر شده است و پاسخگوى نیازهاى متناسب با محیط و فرهنگ خاصى بوده; اما آن شرایط و مقتضیات، تشریعیات قرآن كریم را به زمان و مكان و فرهنگ خاصى، محدود نساخته است. چیزى كه تاكنون در هیچ یك از قوانین وضع شده به دست انسانها مشاهده نشده‌است.

    2. جامعیت احكام و تشریعیات قرآن كریم كه درباره حیات انسان، سه بعد را كه لازمه زندگى اجتماعى وى در این جهان است، رعایت كرده: رابطه انسان با شئون فردى و شخصى خود، رابطه وى با جامعه‌اى كه در آن زندگى مى‌كند و رابطه وى با آفریدگارش كه اخلاق و معنویت و كرامت انسانى نیز در همین راستا مطرح مى‌شود. این درحالى است كه قوانین بشرى، تنها شئون اجتماعى زندگى انسان را جهت بخشیده و از بقیه شئون آن، به ویژه رابطه انسان با پروردگارش به‌كلى غفلت ورزیده است. این بعد سوم، زندگى انسان را كاملا متعادل ساخته و از انحصار در محدوده نیازهاى جسمانى درآورده و به انسان چهره ملكوتى مى‌بخشد.

     تشریع عبادات در اسلام به‌گونه‌اى پاك و خردپسند و موافق با فطرت اصیل انسانى عرضه‌شده و ادعیه و اذكار آن حاكى از توحیدى‌ناب و معنویتى پاك است و غرض اصلى از تشریع آنها طهارت درون انسان و رشد و تكامل اوست.

     ابواب معاملات و دركنار آن احكام اجتماعى اسلام، آن اندازه گسترده و فراگیر است كه مایه حیرت دین پژوهان گردیده و اصولا شریعتى به این گستردگى كه همه ابعاد حیات جامعه را زیر دیدگاه خود قرار داده و در هریك، نظر داده باشد در دست نیست.

     بنابراین، مقصود معتقدان به اعجاز تشریعى قرآن این نیست كه در هیچ‌یك ازقوانین وضع‌شده از سوى بشر، یا احكام و قوانین تشریع‌شده در سایر ادیان، قوانینى همانند احكام و قوانین موجود در قرآن كریم یافت نمى‌شود، بلكه مقصودشان این است كه مجموعه احكام و قوانین قرآن كریم در جهت تكامل و سعادت بشر بوده و هیچ یك از آنها انحرافى، آمیخته به خرافات، خارج از اعتدال، یك سو نگرانه و قابل نقض نیست.

     هنگامى كه این ویژگیها و ویژگى جامعیت احكام قرآن كه در همه شئون فردى و اجتماعى زندگى بشر نظر داده، در كنار ویژگى آورنده آنها كه فردى امّى و تعلیم ندیده بوده، در نظر گرفته شود، اعجاز قرآن كریم از این بعد ثابت مى‌گردد. در زمینه جامعیت احكام قرآن، گفتنى است كه برخى قرآن پژوهان، سنت قطعى رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله)را كه در مقام تبیین و تفصیل احكام قرآن یا تأسیس احكام جدید بوده نیز مشمول اعجاز تشریعى قرار داده‌اند.

     در این میان صبحى صالح بر نظریه اعجاز تشریعى خرده گرفته و معتقد است كه به این وجه از اعجاز قرآن تحدّى نشده است.[ وى همگام با نظر مشهور، معتقد است چون تحدّى قرآن ناظر به اعجاز بیانى است، نمى‌توان از اعجاز تشریعى قرآن دفاع كرد. برخلاف دیدگاه وى، به نظر مى‌رسد دست كم برخى آیات تحدّى ناظر به جنبه‌هاى معارفى و معنایى قرآن كریم شامل تشریعیات باشد (قصص/28،49; طور/52،34) و معتقدان به اعجاز تشریعى در همه موارد، آن را در كنار اعجاز در معارف قرآن در نظر گرفته‌اند. برخى دیگر نیز دایره احكام را چندان گسترده دانسته تا شامل احكام دینى، اعتقادات و معا

نوشته شده در یکشنبه 8 اردیبهشت 1392ساعت 02:07 ب.ظ توسط م - قهرمانی مطلق| نظرات ()

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin